شمس الدين حافظ
251
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
167 - « يار من » خوش است خلوت ، اگر يار ، يار من باشد * نَه من بسوزم و او ، شمعِ انجمن باشد من آن نگينِ سليمان ، به هيچ نستانم * كه گاهگاه ، بر او ، دستِ اهرمن باشد روا مدار خدايا ، كه در حريمِ وصال * رقيب محرم و حرمان ، نصيبِ من باشد هماى گو ، مفكن سايهء شرف هرگز * در آن ديار كه طوطى ، كم از زغن باشد بيانِ شوق ، چه حاجت كه سوز آتش دل * توان شناخت ، ز سوزى كه در سخن باشد هواىِ كوى تو ، از سر نمىرود آرى * غريب را دلِ سرگشته ، با وطن باشد بسانِ سوسن ، اگر ده زبان شود حافظ * چو غنچه پيشِ تواش ، مُهر بر دهن باشد * توضيحات : خوش است ( دلپذير است ) خلوت ( گوشهنشينى ) اهرمن ( ديو - صنعت تلميح به كار رفته است ) حرمان ( محرومى ) زغن ( نوعى كلاغ ) هما ( سيمرغ ) بيان شوق ( آتش دل ) مهر بر دهن ( خاموش ) غريب را ( را - حرف اضافه - براى ) معنى بيت ( 1 ) ( گوشهنشينى و تنهايى خوشايندتر است كه بدانم ، محبوب مصاحب من است نه آنكه در فراقش رنج ببرم و او در همان حال شمع روشنىبخش ديگران باشد ) معنى بيت ( 5 ) ( نيازى نيست كه عاشق به شرح اشتياق خود بپردازد زيرا به آتش درون سينه از سوز كلام گوينده مىتوان پى برد ) . * ترجمه : * نتيجهء تفأل : 1 - خواجه در بيتهاى ششم و آخر به ترتيب پاسخ تفأل شما را مىدهد كه : ( عشق كوى تو و هواداريت از سر ما بيرون نمىرود و مانند دل سرگشته و حيران غريب دور از وطن است ) ( اگر حافظ در سخنپردازى مانند سوسن ده زبان داشته باشد ، بازهم در برابر تو پاس ادب را مىدارد و مانند غنچه مهر سكوت و خاموشى بر لب مىنهد تا تو سخن بگويى ) . 2 - اين نيت بسيار خوب و عملى مىگردد به شرط آنكه توكلت بر خداى يگانه باشد و همين هفته به يكى از مشاهد متبركه برويد و نذر خود را ادا كنيد و دعايى نماييد كه گشايش بسيار است . 3 - او شما را خيلى دوست دارد ولى نمىتواند بىپروا بيان كند چون بسيار خجالتى و محجوب مىباشد پس بايد جنابعالى ارزش واقعى او را بدانيد و درك كنيد . 4 - چشمى نگران و دلى غمزده به دنبال داريد كه سخت به جنابعالى علاقهمند است ، مواظب باش دلش را نشكنى . 5 - ويژگيهاى روحى جنابعالى عبارتند از : دقيق ، كارى ، جاهطلب ، نچسب ، شيكپوش ، خونسرد ، منزوى ، جدى ، رفيقدوست ، پرهيزكار ، سياستمدار ، سطحىنگر ، محتاط ، منطقى ، مؤدّب ، مصمم ، بدبين ، خيالپرور ، پرتوقع ، مغرور و منظم ، اگر دقيق است مرا دعا كن . 6 - مسافر مىآيد ، 4 فرزند در طالع دارى كه دوتاى آنها وضعى عالى خواهند داشت و مواظب آخرى باش ، همسرت مهربان و زيرك خواهد بود ولى عاشقپيشه است پس بايد عشق خود را به او مرتبا ابراز كنى تا دلگرم باشد ، سفر كرده در كارش گره افتاده اما به او مژده بده كه به زودى اوضاعش مرتب خواهد شد . 7 - خواجه در بيتهاى 2 - 3 - 4 به ترتيب فرمايد : ( من آن مهر حضرت سليمان را به هيچ نمىخرم كه گاهگاه دست ديو به آن برسد ) ( اى خدا شايسته مدان كه در حريم وصال ، رقيب محرم جانان من باشد ولى محرومى نصيب من گردد ) ( به شاهين بگو در آن ديارى كه طوطى از كلاغ كمتر است هرگز بر آنجا سايه شرف خود را مينداز و خود را خوار مكن ) خود تفسير كنيد .